یوسف امیری- به نظرم در برابرسازی برای تَرم های علمی و فنی بیگانه، دو رویکرد کلی مطرح است که من این دو نام را برای شان پیشنهاد می کنم: رویکرد مفهوم گرا و رویکرد واژه گرا.

در رویکرد مفهوم گرا، واژه ساز تلاش می کند برابری بسازد که «مفهوم» فنی مورد نظر را «یکجا» و در «نگاه نخست» به مخاطب برساند. در اینجا، به نظر واژه ساز، معنا و مفهوم در خود برابرِ پارسیِ پیشنهاد شده گنجانده می شود. گاهی چنین برابرهایی «تعریف» است نه «واژه» و چون واژه ساز تنها به مفهوم تَرم بیگانه در موردی خاص و زمینه ای خاص توجه دارد، برابر پیشنهادی هم تک منظوره است و در زمینه های دیگر کاربردی ندارد. یعنی برای هر واژه ی بیگانه در زمینه های مختلف برابرهای پارسی گوناگون و ناهماهنگ پیشنهاد می شوند. این رویکرد سرعت کمتری هم دارد زیرا برای هر واژه باید از صفر آغاز کند و امکان «بازکارآیندگی» در آن نیست و برای هر مفهوم در کاربردهای مختلفش برابرهای گوناگون و ناهماهنگ بسازد. نمونه های کار فرهنگستان را در این زمینه پیشتر نشان داده ام.
البته با نگاه به فرهنگ های دوزبانه (در هر زبانی) می توان دید که نگاشت یک به یک میان واژگان زبان های مختلف شدنی نیست و من هم به دنبال چنین نگاشتی نیستم. اما تاکیدم بر یکدستی و هماهنگی در برابرسازی برای واژگان فنی و علمی بیگانه در زبان پارسی است، یعنی واژگانی که نتیجه ی رشد «طبیعی» زبان های اروپایی نیستند بلکه نتیجه ی دستکاری هدفمندانه ی دانشمندان اند، روندی که بیشتر از سده های هفدهم و هجدهم میلادی آغازیده و در سد ه ی بیستم به اوج رسیده است. به نظرم رویکرد واژه گرا چنین هدفی را بیشتر برآورده می کند.
در رویکرد واژه گرا، هدف برابرسازی واژگانی است و اصراری نیست که واژه ی پیشنهادی «به خودی خود» و «در نگاه نخست» مفهوم را برساند. حوزه ی تعریف جداگانه است. به نظرم در نوشتارهای فنی انگلیسی نیز چنین است. برای نمونه topology از نظر واژگانی یعنی «جای شناسی، مکان شناسی» و نخست در گیاه شناسی ساخته شده به معنای شناخت جای رشد گیاهان گوناگون. اما امروزه در ریاضیات و شبکه ی رایانگر و ... هم به کار می رود ولی «معنا» را به حوزه ی تعریف واگذار می کنند. وگرنه در کتاب های شبکه یا ریاضی نیازی به تعریف topology نمی بود. انتظار بر آن می بود که هر انگلیسی زبانی با شنیدن topology مفهوم را دریابد که چنین نیست.
برچسب:
نویسنده: محمد رضا جوادیان